تبلیغات
غم کده ...داستان های غم انگیز - داستان کوتاه مارمولک
منوی كاربری

این سایت را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر سایت ایمیل بزنید !    این سایت را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض میکنم امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد.لطفا نقطه نظرات خود را برای بهتر شدن وبلاگ در قسمت نظرات بگویید. باتشکر : مدیر وبلاگ

نظرسنجی
کدام بخش رابیشترقراردهم؟





جستجو در سایت

جستجو در تمام سایت :

 

صفحات وبلاگ

آدرس های ورودی
آمار وبلاگ

  امروز :

  بازدید های امروز :

  بازدید های دیروز :

  كل بازدیدها :

  كل مطالب : مطلب

  كل نظرات : نظر

  افراد آنلاین :

  ایجاد صفحه : - ثانیه

کد آهنگ

سلام
داستان کوتاه مارمولک

شخصی مشغول تخریب دیوار قدیمی خانه اش بود تا آنرا نوسازی كند. توضیح اینكه منازل ژاپنی بنابر شرایط محیطی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند.

این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد خیلی تعجب كرد ! این میخ چهار سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود !

اما براستی چه اتفاقی افتاده بود ؟ كه در یک قسمت تاریک آنهم بدون كوچكترین حرکت، یك مارمولک توانسته بمدت چهار سال در چنین موقعیتی زنده مانده !

چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است. متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.

در این مدت چکار می کرده ؟ چگونه و چی می خورده ؟

همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد !

مرد شدیدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت. و این است عشق ! یك موجود كوچك با عشقی بزرگ !


  لینك ثابت    نظرات ()

»•¤***¤•.*_* تبلیغات شما *_*.•¤***¤•»

*.*.*. تبلیغات شما در این مکان با قیمت های باور نکردنی .*.*.*

صفحات سایت

مطالب پیشین
لینک باکس